صفحه اصلی اخبار گالری عکس مقالات ارسال عکس ارسال مطلب اعضا سایت جستجو تماس با ما
دوست عزیز، به سایت اطلاع رسانی گمیشان خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات سایت، ثبت نام کنید و یا با نام کاربری خود وارد شوید!
امروز: 2017/7/27 9:56
ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
مقالات جدید
نگاهی به تاریخ ترکمنها و ترکمنستان تا استیلای روسها/فروزان معین
نگاهی به تاریخ ترکمنها و ترکمنستان تا استیلای روسها/فروزان معین
تصویر کوچک شده







فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد پانزده کشور جدید از جمله‌ شش کشور مسلمان در آسیای مرکزی و قفقاز پدیدهء نوینی را در جغرافیای سیاسی منطقه و جهان ایجاد نموده است.منطقهء گستردهء جمهوریهای تازه استقلال یافتهء آسیایی که پس از فروپاشی ابرقدرت‌ شرق،پا به عرصهء سیاسی جهان گذارده‌اند که مورد توجه خاص‌ کشورهای منطقه و جهان قرار گرفته است،از یک سو باعث جلب‌ توجه بسیاری از محققان به مسائل مربوط به این کشورها،و از طرف‌ دیگر سبب جلب حکومتها برای استفاده از منابع طبیعی و پتانسیل‌ قدرت کار و سرمایه‌گذاری در منطقه شده است.


بشنو از ياد خوش حضرت مولانا

فرستنده mami در تاريخ 2007/10/28 0:50:00 (6259 بار خوانده شده)

مولانا جلال الدين محمد بن بهاءالدين بن حسيني الخطيبي معروف به مولوي بلخي, از نوابغ جهان اسلام و آفتاب درخشان فرهنگ عرفاني و معنوي ايران است. در ششم ربيع الاول سال 604 هجري قمري(1207ميلادي)در شهر بلخ به دنيا آمد.وي از تركان خوارزمشاهي بلخ (1) است. در كودكي همراه پدرش به زيارت بيت الله رفت و پس از مراجعت از مكه مكرمه با پدرش به سرزمين آسياي صغير مهاجرت كرد (2) و در شهر قونيه مسكن گزيد. آشنايي مولوي.....



 با شمس تبريزي كه از عرفاي بنام قرن هفتم هجري است نقطه عطفي در تاريخ زندگي اين شاعر بزرگ مي باشد . محمد بن علي شمس از اهالي تبريز بود و تبار وي به تركان قبچاق مي رسيد ، چنانكه مولوي به اين موضوع تصريح دارد : زهي بزم خداوندي زهي مي هاي شاهانه زهي يغما كه مي آرد شه قبچاق تركانه (3)جلال الدين در 21 سالگي در "لاريندا" با "گوهر" دختر شريف الدين سمرقندي ازدواج كرد و از او داراي دو پسر به نام علاء الدين و بهاء الدين گشت . در 25 سالگي پدر خود را از دست داد و براي ادامه تحصيلات به شام رفت و سالي چند در دمشق و حلب به تحصيل علوم مكنونه پرداخت و در علوم زمانه متبحر و صاحب نظر گرديد . مولوي در 38 سالگي به تشويق حسام الدين چلبي شروع به سرودن اثر جاوداني خود "مثنوي" نمود . درباره ي تحرير اين كتاب گفته اند كه "شبها وي مجموع نوشته ها را با آواز بلند مي خواند و بعضي شبها نظم مثنوي تا سپيده دم از هم نمي گسست .مولوي مثنوي را به ياد دوست خود "شمس تبريزي" نوشت كه چندي پيش او را ترك نموده بود ، چنانكه خود او مي گويد : چونكه گل رفت و گلستان شد خراببوي گل را از كه جويم از گلاب (4) در حقيقت شمس تبريزي سبب پيدايش مثنوي شد زيرا قبل از ملاقات شمس ، مولوي صاحب دستار و منبر بود ولي پس از ملاقات شمس تحولي عجيب در او رخ داد به طوري كه منبر را ترك گفت و به عاشقي شيدا مبدل گشت و عشق شمس را چراغ هدايت راه تاريك زندگي خود نمود و از اين طريق در محرم خانه ي راز راه يافت و دنياي معنوي و جهاني رؤيا انگيز بيافريد . مهر و علاقه مولوي به شمس تبريزي به حدي بود كه مي توان گفت كه وي تا پايان عمر او را فراموش نكرد . همان طور كه اشاره شد، مولوي همچون پير خود شمس, ترك زبان بوده چنانكه از اشعارش پيداست.
بيگانه مگوييد مرا ز اين كويم
در شهر شما خانه خود مي جويم
دشمن نيم ار چند كه دشمن رويم
اصلم ترك است اگر چه هندي گويم (5)
تركيبات, استعارات, كلمات و مفاهيم تركي در اشعار مولوي كاملاً آشكار است به عنوان مثال در ابيات زير:
من كجا شعر از كجا؟ ليكن به من در مي دمد
آن يكي تركي كه آيد گويدم: هي كيم سن؟
و يا در جاي ديگر درباره رشادت و جوانمردي تركان اينطور مي سرايد : ترك آن بود كز بيم او ، ده از خراج ايمن شودترك آن نباشد كز طمع سيلي هر قوتسوز خوردمولوي در اشعار فارسي نيز بياني تركي دارد و بسياري از اصطلاحات تركي را به فارسي برگردانده است . مثال : اي ترك ماه چهر ، چه گردد كه صبح تو آيي به حجره من و گويي كه : گِل بأري ! (6)
مولانا ديوان كبيري به تركي داشته است كه بخشي از آن در وصف ائمه اطهار سروده شده است ، كه حاوي اشعار پر طنين و پر شوري بوده است كه صوفيان ابيات آن را به صورت ترجيع بند آورده بودند و در محافل خود با جذبات عرفاني اجرا مي كردند همچنين نمونه اي از ابيات "غريبي" سراينده و نثر نويس در كتاب تذكره "مجالس شعراي روم" ذكري از مولانا دارد و مطلبي هم درباره اشعار تركي وي دارد . كه در اوصاف دوازده امام (ع) سروده است :

اولار كيم بنده خاص خدا دير
محب خاندان مصطفي دير
حقيقت كعبه سي نينگ قبله گاهي
امام و پيشواميز مرتضي دير
تلاش متعصبان كور دل اين بوده كه ديوان كبير تركي مولانا را از بين ببرند تا اين مجموعه ي گرانبها مورد انكار قرار گيرد, به طوري كه از چاپ و نشر قطعات اندك نيز جلوگيري كردند غرض ورزي آنان در كتمان واقعيتهاي افتخارآميز تركان لكه ي ننگي بر مورخان ادبي دوره ي ستمشاهي مي باشد. پيدايش مكتب مولويه گواه ديگري بر وجود ديوان كبير تركي ميباشد.
مرحوم بانارلي در كتاب "رسيم لي تورك ادبياتي تاريخي" مي نويسد:
 مولوي نخستين كسي است كه در آناطولي ديوان بزرگي به تركي ترتيب داده است. (7)
در زير نمونه هايي از اشعار تركي به جا مانده از حضرت مولانا را به نقل از كتاب
:
Ural- Altaische Jahrbucher:
Mawlawi Turkische Verse: von Mecdut Mansur Oglu (Istanbul). Wiesbaden- 1960مي آوريم .وزن شعري : "متقارب"
گيچكيننگ اوغلان, هِي گِزه گلگيل!
داغدا داغدا هِي گِزه گلگيل!
آي بگي سن سينگ گون بگي سن سينگ؛
بي مزه گلمه, با مزه گلگيل!
وزن شعري : متقارب "تقارب" گيچكيننگ اوغلان ، اوتاغا گلگيل !يول تاپماسانگ (8) داغ داغ گزگيل اول چيچگي ، كي يازدا تاپدينگ (9)كيمسأگه برمه ، جشمينگه برگيل ! وزن شعري : مديد : اوقچي لار دير گؤزلري ، خوش نأرسه اول قاشلارياؤلديرر يوز سو أري كيمدير اول ؟  قيليچ آرسلان وزن شعري : هزج :اگر يگ (10) دير قارينداش, يوغسا ياووز (11)
اوزين يولدا سانگا بودير قولاووز (12)
چوپاني برك توت, قورتلار اوگوش دير (13)
اشيت مِندن قارا قوزيم, قاراقوز
اگر تات سن, اگر روم سن, اگر تورك
زبان بي زباني را بياموز !
وزن شعري: مضارع:
(حضرت مولانا اشعار بديع و زيباي زير را با آميختن زبانهاي فارسي و تركي سروده و بدين وسيله مهارت و استادي خود را در هر دو زبان به نمايش گذاشته است ) .
داني كه من به عالم يالنگير سني سؤير من؛
چون در برم نيايي ، اندر غمت اؤلر من؛
من يار باوفايم بر من جفا قيلار سن؛
گر تو مرا نخواهي, من خود سني ديلأر من.
روي چون ماه داري ، من شاد دل از آنم ،زان شكر لبانت بير اؤپمك (14) ديلأر من .
تو همچو شير مستي, داخي قانيم ايچر سن؛
من چون سگان كويت, دنبال تو گزر من.
فرماي غمزه ات را, تا خون من نريزد,
ورني سنينگ الينگدن من يارغي غا (15) بارار من.
هردم به خشم گويي, بارغيل منينگ قاتيمدان! (16)
من روي سخت كرده, نزديك تو دورار من
روزي نشست خواهم يالنگيز سنينگ قاتينگدا؛
هم سن چاقير (17) ايچرسن, هم من قوپوز چالارمن,
آن شب كه خفته باشي مست و خراب شاها,
نوشيدن لبت به دندان قي يي- قي يي دادار من,
روزي كه من نبينم آن روي همچو ماهت
جانا نشان كويت از هر كسي سورارا من,
((ماهي چو شمس تبريز غيبت نمود)) گفتند؛
از ديگري نپرسيد, من سؤيله ديم, آرار من
وزن شعري : هزج : مرا ياريست ترك جنگجويي ، كه او هر لحظه بر من ياغي بولغاي .هر آن نقدي ، كه جنسي ديد با من ، ستاند او ز من تا چاغي بولغاي .بنوشد چاقير و آنگاه بگويد :"تا لا لا لا تالا تارلام تا لا لاي" .گل اي ساقي غنيمت دير بو دِم ناي ، كه فردا كس نداند ، كه نه بولغاي .الا اي شمس تبريزي نظر قيل ، كه عشقت آتشست و جسم من ناي .مثنوي محصول دوران پختگي و كمال ذوق و انديشه ي مولاناست و گرانبهاترين ميراث عرفاني و اخلاقي در ادبيات جهان است ."بونه" متشرق آلماني ، مولوي را  بزرگترين نويسنده وحدت وجود در تمام قرون خوانده است . و مثنوي معنوي را "دايره المعارف صوفيه" مي داند . مثنوي با بيست و شش هزار بيت ، دريايي است بيكران كه از هر موجش هزاران درّ شاهوار مي ريزد . به قدري در مثنوي معنوي شور و هيجان نهفته است كه    مي توان به جرأت گفت آئين مثنوي آئين شور و جذبه است . مولوي با تمثيل ها و تشبيهات دلنشين ، حقايق عرفاني و نكات جالب روحاني را تشريح كرده و مثنوي خود را به صورت نردبان معراج حقايق     در آورده است . (19)

عشق در "مثنوي" ذكر موزوني است از نامهاي نيكوي معشوق به سي هزار زبان كه ترجيع بند آن ترانه ي توحيد است ، عشق نزد مولانا نقطه ي وحدت است ، دريايي است كه ميعاد گاه همه ي نهرها و رود هاست ، صلحي است كه ملتقاي همه جنگها و تضاد هاست ، بي نهايتي است كه همه ي خطوط موازي "مايي"و "تويي" در آنجا به هم مي رسند : بحث دور و تسلسل كه پاي فيلسوفان عالم را زنجير كرده به سلسله گيسوي دوست مي پيوندد . زيرا دوگانگي علت و معلول و دور و تسلسل ناشي از آن در وحدت عشق راه ندارد . و غوغاي جبر و اختيار ، كه فتنه ي عقل عقيله است ، در صلاي سلطان عشق خاموش مي شود كه در عشق جبر و اكراه هيچ نيست ، همه شوق و خواستن است ؛ و اراده و اختيار هيچ نيست ، همه جذبه و تسخير است – "و كل مسخرات بامره ."و بر اين گونه مولانا همه ي مسائل فلسفي و كلامي و عرفاني و اخلاقي را با كليد عشق مي گشايد و با تأكيد بر ذوق و رقص و سماع و جذبه و حيرت ، براي همه انسانها در همه رده هاي فرهنگي علمي (اعم از بي سواد يا كم سواد با باسواد) و در همه طبقات اجتماعي – اقتصادي (اعم از وضيع و شريف و فقير و غني و گرسنه و سير و گدا و پادشاه ) قابل پيروي است . (20)

آنا ماري شيمل ، استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد ، كه در دنياي مولوي شناسي صاحب آوازه است اينطور مي نويسد : در نخستين روزهاي جمادي الآخر سال 672 ترس بر وجود ساكنان قونيه مستولي شده بود ، روزها در پي هم زمين همچنان تكان مي خورد و مي لرزيد و مولانا جلال الدين رومي احساس ضعف و فرسودگي مي كرد . سرانجام به سخن در آمد كه "زمين گرسنه است" ديري نمي پايد كه يك لقمه چرب به دست خواهد آورد ، آنگاه آرام خواهد گرفت . " بيماريش شدت يافت ولي يارانش را كه بر گردش بودند با اين شعر تسلي داد كه :عاشقاني كه با خبر ميرندپيش معشوق چون شكر ميرنداز الست آب زندگي خوردندلاجرم شيوه دگر ميرندچون كه در عاشقي حشر كردندني چو اين مردم خر ميرنداز فرشته گذشته اند به لطف دور ازيشان كه چون بشر ميرند تو گمان مي بري كه شيران نيز چون سگان از برون در ميرند ؟بدود شاه جان به استقبالچون كه عشاق در سفر ميرندهمه روشن شوند چون خورشيد چونكه در پاي آن قمر ميرندعاشقاني كه جان يكديگرندهمه در عشق همدگر ميرندهمه را آب عشق بر جگر استهمه آيند و در جگر ميرندهمه هستند همچو در يتيمنه بر مادر و پدر ميرندعاشقان جانب فلك پرندمنكران در تك سفر ميرندعاشقان چشم غيب بگشايندباقيان جمله كور و كر ميرندو آن كه شب ها نخفته ايم ز بيمجمله بي خوف و بي خطر ميرندو آن كه اينجا علف پوست بدندگاو بودند و همچو خر ميرندو آن كه امروز آن نظر جستندشاد و خندان در آن نظر ميرندشاهشان بر كنار لطف نهد ني چنين خوار و مختصر ميرندو آن كه اخلاق مصطفي جويندچون ابوبكر و چون عمر ميرنددور از ايشان فنا و مرگ و ليكاين به تقدير گفتم ار ميرند (21) اين غزل ، يكي از آن غزل هايي است كه حالات روحاني و اعتقادات باطني مولانا جلال الدين را به وضوح نشان مي دهد . او عاشق حق است و معبود و معشوقي جز حق تعالي نمي شناسد و مرگ را تولدي نو مي داند كه او را شادان و خندان و پاي كوبان به وصال محبوب يكتا مي رساند .در شامگاه يكشنبه, پنجم جماديالاول سال 672, شمس وجود مولانا درافق خاكيان غروب كرد و اهل قونيه- از خرد و بزرگ و مرد و زن و مسلمان و يهود و ترسا- برجنازه ي مولانا حاضر شدند و در فراق او اشك ريختند. (22)
اكابر قونيه بر خاك مولانا بنايي افراشتند كه به "قبه ي خضرا"معروف است و زيارتگاه اهل ذوق وتفرجگاه ارباب معناست, مزار مولانا چون مزار همه قدسيان و قدسيان , در سراپرده ي دلهاي عاشقان او جاي دارد . (23)
روي سنگ مرقدش بيت زيرين نوشته شده است:
كعبه العشاق باشد اين مقام
هر كه آمد ناقص, اينجا شد تمام (24)
روانش شاد باد.

منابع :

1.      نگاهي نوين به تاريخ ديرين تركان ايران ، محمد رحماني فر ، صفحه158

.2.      آشنايي با علوم اسلامي ، ج 2 ، شهيد مرتضي مطهري ، انتشارات صدرا ، صفحه 133

3.      ديوان شمس تبريز ، م . درويش ، ج 2 ، غزل 934

4.      مقصود مولوي از گل "شمس" است ، از گلاب " حسام الدين " ، فلسفه شرق ، مهرداد مهرين ، صفحه 326

.5.       دكتر حسين محمد زاده صديق ، سيري در اشعار مكتب تركي مولويه ، تهران ، 1369 ، انتشارات ققنوس ؛ نگاهي نوين به تاريخ ديرين تركان ايران ، محمد رحماني فر ، صفحه 158 .گفتني است كه در بعضي نسخه ها مصراع چهارم به صورت "اصلم ترك است اگر چه دري مي گويم" آمده است كه صحيح تر به نظر مي رسد

.6.      Ural – Altaische jahrbücher mawlawi Türkische verse von Mecdut Mansuroğlu (istanbul)  Wiesbaden , 1960 (به زبان آلماني)

7.      رسيم لي تورك ادبياتي تاريخي ، مرحوم بانارلي

.8.      شكل به كار رفته "بولماز سانگ"

.9.      شكل به كار رفته "بولدونگ"

.10.  شكل به كار رفته "گي" = خوب ، دوست و برادر.

11.  ياووز = بد ، دشمن

.12.  قولاووز = بلد و راهنما (از ريشه ي قولاق + گؤز).

13.  اؤگوش = بسيار ، فراوان

.14.  شكل به كار رفته "اوپگينك".

15.  يارغي = محكمه

.16.  قات = حضور

.17.  چاقير = شراب

8.  قوپوز = 1) زنبورك 2) بربط ، عود ، يكي از آلات موسيقي شبيه تار

19.  روزنامه اطلاعات ، حيات معنوي مولانا ، دكتر حسين الهي قمشه اي ، بخش چهارم

20.  پيوند مولاناي رومي و ابن عربي ، دكتر سيد حسن امين ، بخش دوم ، روزنامه اطلاعات ،     شماره 21984  ، 24 مرداد ماه  1379، صفحه  6 

21.  ديوان كبير ، ج 2 ، غزل 972

22.  حيات معنوي مولانا ، دكتر حسين الهي قمشه اي ، بخش سوم‌ ، روزنامه اطلاعات ، 18 دي 1379 شماره 22102 ، صفحه

623.  همانجا

24.  فلسفه شرق ، مهرداد مهرين ، صفحه 327 ·         جهت كسب اطلاعات بيشتر به كتاب زير مراجعه شود :      دكتر حسين محمد زاده صديق ، سيري در اشعار مكتب تركي مولويه ، تهران ، 1369 ، انتشارات ققنوس .    

 

 تهيه و تنظيم : ملا عاشور قاضي (عضو پيوسته ي انجمن زباشناسي ايران)

 

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه از این خبر یک pdf بساز
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
آخرین اخبار
افراد آنلاین
14 کاربر آن‌لاين است (13 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 14

بیشتر...
طراحی و میزبانی : شرکت ایلیاد گنبد